یادم هست در سال آخر مهندسی وقتی که کاملا به این نتیجه رسیده بودم که باید با مهندسی برق خداحافظی کنم تصمیم گرفته بودم به لج درس های مزخرف و بی روح مهندسی (!) کتاب هایی را که دوست داشتم ولی وقت نمی کردم بخوانم را بخوانم. اولین کتاب یادم هست کتاب "پول، ارز و بانکداری" نوشته "میشکین" بود. جالب آن است که نه "میشکین" را می شناختم و نه کتاب سفارش شده کسی بود. سر هوسبازی از میدان انقلاب و به خاطر اسمش خریدم: پول و ارز. می شود فهمید آن روزها علایق من بیشتر علایق اقتصادی بودند تا برقی!
به هر حال یادم هست که شب امتحان الکترونیک صنعتی داشتم این کتاب را می خواندم. جایتان خالی فردای آن روز سر همین لجبازی چنان امتحان دادم که با نمره 8 افتادم! این نمره درخشان اولین مردودی و پایین ترین نمره ای بود و هست که تا به حال در عمرم تجربه کرده ام. باورتان می شود که ترم قبل از آن معدلم 18 بوده و ترم بعد با یک درس افتاده معدلم 5/12 بوده است؟!!
به هر حال یادم هست که در روزگاری که تمامی درها بسته بود، میشکین یک همراه خوب بود و آن کتاب فوق العاده ای که طعم خواندنش همان تغییر مسیر من به MBA بود. طعمی شیرین و حیاتی در زندگی من. حالا من دوباره در سال آخر مدیریت میشکین در دست دارم. اما الآن می دانم میشکین استاد بزرگی در دانشگاه کلمبیا است و این کتاب هم مرجع درسی اقتصاد کلان دکتر نیلی در شریف است که البته این نسخه اصلی حدود 800 صفحه ناقابل اندازه اش است. و البته دوباره مباحثش بدلیل تجربه ای که در مدیریت و اقتصاد در این دو سه سال کسب کرده ام بیش از پیش برایم جذاب هستند: سیستم مالی، بانک و بانکداری، مدیریت بانک مرکزی و دیگر مطالبی که برای خواندنشان نمی توانم منتظر ورق خوردن صفحات باشم! گاه چند فصل را نخوانده رها می کنم تا به آنها برسم.....
به هر حال برایم مشخص است که اینده علمی و تحصیلی من در مدیریت و در حوزه مالی (Finance ) و حوزه های مرتبط با اقتصاد خواهد بود. این را شوق عجیبی که در هنگام خواندن کتاب های اقتصادی دارم به من می گوید. تجربه ای که در خواندن کتاب اقتصاد Begg و نیز اقتصاد کلان Mankew و حالا دوباره در Mishkin دارم تجربه می کنم....
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر