یکی از استراتژی های تبلیغاتی شرکت ها گرفتن تایید افراد یا سازمان هایی است که نقش مهمی در هدایت تصمیم مشتری دارند. در حقیقت مشتری بدلیل عدم اطلاع درست در مورد کالا مجبور است که از رابطه ایجاد شده کالا با آن فرد محبوب یا شرکت معتبر و نیز اثر مثبت تایید آنها به کالا اطمینان کرده و آن را بخرد. مثلا راجر فدرر در کنار ساعت سواچ یا رضازاده در کنارتصویر آب معدنی واتا یا املاک رابینسون دبی به نوعی سبب توجه و اقبال مردم به آن کالاها و خدمات می شوند در حالیکه شاید به درستی و منطقی کیفیت ساعت سواچ و یا آب معدنی واتا برای آنها اثبات نشده باشد.
البته مسلما باید بین کالای تبلیغی و آن فرد یک سنخیت وجود داشته باشد. مثلا رضازاده در کنار لوازم آرایش زنانه کاملا خنده دار است یا محمدرضا گلزار در کنار آب معدنی دماوند یک جوری بی ربط است اما همین محمدرضا گلزار در کنار پوشاک ماکسیم کاملا به جا، مناسب و اثرگذار است.
در انتخابات نیز به همین شکل است با این تفاوت که طیف مخاطب و افراد زیاد هستند پس ممکن است که ما تایید طیف های مختلف را دنبال کنیم. مثلا حمایت هنرمندان معروف و محبوبی مانند جمشید مشایخی یا عزت الله انتظامی از یک کاندیدا می تواند روی نظر صنف هنرپیشگان و نیز مردمی که آنها را قبول دارند، اثر داشته باشد. ولی ممکن است اعلام نظر پرویز تناولی زیاد روی مردم اثر نداشته باشد از آن جهت که مردم زیاد یا اصلا او را نمی شناسند ولی این هنرمند روی صنف مجسمه سازان احتمالا اثر بیشتری دارد. البته اگر او بخواهد اصلا وارد وادی اثرگذاری روی دیگران در انتخابات شود.
همین نوع اعلام حمایت و تایید نیز در میان سیاسیون در انتخابات به شدت وجود دارد و این کمک می کند که مردم ِ حامی یک نگرش سیاسی در پیدا کردن فرد مورد نظر خود راحت تر به نتیجه برسند. مثلا حمایت خاتمی از موسوی و قرار گرفتن عکس او در کنار موسوی می تواند رای قابل ملاحظه ای از افراد اصلاح طلب را متوجه موسوی کند یا با اعلام حمایت سروش ار کروبی، دوستداران سروش به کروبی رای بدهند. البته کاملا واضح است که بَعد اثر مورد اول یعنی اعلام حمایت خاتمی از موسوی کاملا غیرقابل قیاس با تایید کروبی از جانب سروش است هم از جهت محبوبیت خاتمی در میان مردم و هم از نظر گرایش سیاسی زیرا اصلا گرایش سیاسی اقای سروش گرایش تعریف شده با مرزهای مشخصی نیست که مخاطبی برای خود داشته باشد یا لااقل به اندازه آقای خاتمی.
البته اثر این کار کاملا صددرصد نیست بلکه به مخاطب بستگی دارد. هر چه مخاطب بدون نظر و بلاتکلیف تر باشد و البته بیشتر حامی فرد حمایت کننده باشد میزان پیروی چشم بسته او از کاندیداها بیشتر خواهد شد. اما اگر اینگونه نباشد این روش اثری ندارد و حیف و میل کردن منابع و زمان را به دنبال دارد. مثلا اگرچه خاتمی از موسوی حمایت کرده است اما این حمایت او بر نزدیکترین دوست خاتمی یعنی آقای ابطحی اثر نداشته و ایشان به حامیان کروبی پیوسته است.
یک نکته خیلی مهم هم آن است که بدترین شانس یک شرکت و کاندیدا آن است که بعد از حمایت فردی از آنها، آن فرد متهم به فساد اخلاقی و موارد دیگر شود که تخریب ناگهانی و به باد رفتن تلاش آن شرکت در استفاده از آن فرد در تبلیغات را به همراه دارد. مثلا بی ادبی سروش به دولت آبادی هرچند از نظر خود سروش دفاع از خود باشد علاوه بر تخریب چهره خود به عنوان فردی فرهیخته و روشنفکر، تخریب کننده چهره کروبی در سطح عمومی نیز خواهد بود...
حال فکر می کنید اعلام حمایت های زیر به چه معناست و چه کسانی را تحت تاثیر قرار می دهد؟ بُعد اثر آنها چقدر است؟ کم یا زیاد؟
اعلام نظر آیت الله طاهری خرم آبادی در مورد دکتر رضایی
مصطفی ملکیان: با رای به مهندس موسوی به سیاستورزی اخلاقی رای میدهم
دکتر معین:موسوی پیروز این انتخابات است چه بگذارند و چه نگذارند
همسر شهید همت: این 4سال،خوندل خوردیم
حمایت همسر دکتر فاطمی از احمدی نژاد
حمایت محمدرضا فروتن از میرحسین
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر