دیگر نیاز نیست کسی به آمار و اعداد مراجعه کند تا با توسل به شعبده بازی یا هیپنوتیزم مخاطب چیزی دیگر را به همه ثابت کند! بعد از شروع رسمی بحران مالی در جهان و شروع رکود جهانی در شهریور ماه، کم کم رکود در ایران نیز خود را نشان داد که مهمترین بازارهای ایران مانند خودرو و مسکن کاملا درآن غرق شدند و تقریبا تا قبل از عید در ایران تجارت صنعتی به خواب فرو رفت و اکثر طرح ها مشکل نقدینگی پیدا کردند. دلیل هم واضح است: ;کشورهای توسعه یافته (همان استکبار!) نفت نمی خواهند، نفت ارزان می شود، درآمد ما هم به دنبال آن کم می شود، پس پول ما برای صرف کردن در پروژه ها کم می شود، پس طرح های عمرانی اهمیت خود را در برابر هزینه های جاری از دست داده اند و این دومینو تا پایین ترین سطح یعنی کارمندان شرکت ها ادامه دارد... حقوق خبری نیست و به طور معمول دو سه ماهی عقب افتاده اند، تازه شانس بیاورید که مشمول تعدیل نیرو که استراتژی اول شرکت ها از ابتدای سال برای مقابله با بحران بوده است، نشوید....
البته این خواب در صنعت سبب نشد که ما ارزانی موجود در جهان را آن طور که باید درک کنیم چون احتمالا اقتصاد ما از جهان جداست و هنوز بعضی کالاها ارزان که نشدند هیچ، زمزمه گرانی هم از آنها شنیده می شود مانند خودرو. البته در مورد کالاهای اساسی دیگر مانند فولاد و محصولات فولادی که نقش مهم در قیمت مسکن و نیز دیگر صنایع دارند نیز اصلاح قیمتی با بازه زمانه 6 ماهه را طی کردند... ولی مهم این بود که بازهم این مسیر عجیب در اقتصاد ایران - ارزان شدن!- طی شد. واقعا دیگر در برابر ادعاهایی از این دست که "اقتصاد ما به جهان کاری ندارد و از آن جداست" -که یکی از بزرگترین منادیان آن رییس جمهور محترم است- نمی توانم جلوی خنده ام را بگیرم. البته اقتصاد ما فقط به بخشی از اقتصاد جهانی که رشد و پیشرف و درآمد دارد کاری ندارد وگرنه در زمان رکود و بدبختی اقتصاد جهان ضعیفتر از آن است که بخواهد اثر نپذیرد.
حالا همان تجارت در خواب، بعد از انتخابات دچار سکته شده است. سه ماهی بود که دیگر، کارفرماها چشم در چشم شرکت می انداختند و می گفتند پول نداریم. البته همه به بعد از انتخابات امیدوار بودند اما اوضاع بهتر که نشد بدتر هم شد. و این کار را ما نیز از دو هفته قبل شروع کرده ایم : چشم در چشم طلبکار می اندازیم و می گوییم "نداریم" و طلبکار بیچاره هم نیز که گویا این حرف را از همه شنیده با کمال آرامش و خونسرد آن را می پذیرد و در ضمن با ما احساس همدردی می کند و البته خدا را هم شکر می کند در قبال این درخواست وقیحانه ما باز هم با کلاس رفتار کرده ایم!
بله! این بود اثرات جدایی از نظام بین الملل! در زمان صعودش که ما فقط ته بشقاب را خوردیم به آن امید که روزی که آنها در ورطه سقوط افتادند تا پیشگویی های آخرالزمانی ما ثابت شود، ما با حرکت مورچه وار و لاکپشت گونه خود از آنها جلو افتاده باشیم و ببالیم که اقتصاد اسلامی را ببینید که سقوط ندارد(!) اگر چه صعود هم در آن تا به الآن خواب بی تعبیر بوده! بی اغراق و بی شوخی، دیگر این ادعاهای اقتصادی آقایان توهم زده و در توهم مانده، بیشتر به برنامه "ساعت خوش" یا "شب های بربره" و یا حتی لوس تر در عین خنده دارتر بودن تبدیل شده اند...
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر